|
Ħ£§£ħ−ヌ¤M § قحط همدم است من به خوشامدگویی تابلوی خیابان هم دلخوش میشوم§ |
||||||
|
دوشنبه 17 آبان 1389 :: 10:23 PM :: نویسنده : سانیا
امروزم یکی از اون روزای عجیب بود که آخرش حال و احوال کل روز و نابود می کنه. چرا/؟؟؟؟ خب چون طول روز و خوب می گذرونی اما شب که میشه یکی بهت میگه تمام آرزوهات و عشقت و فراموش کن و فکر کن که مرده و تو مجبور باشی برای حفظ زندگی جفتتون مجبور باشی که همه چیز وقبول کنی.... یعنی زندگی اجباری یه زندگی حال به هم زن... یعنی نابود به معنای واقعی... یعنی تنهایی یعنی آرزو یعنی هیچ یعنی تنها زندگی کردن نمی دونم خدا برام چی می خواد ولی دعا کنید بهم صبر بده =========================== خدا جونم بهم قدرت بده بتونم تحمل کنم قدرت بده زندگی قشنگی که باهاش داشتم تو سختیای زندگی فراموشم نشه بهم قدرت بده کهنا سپاس نشم همه چیز پای خودت خدایا بهم آرامش بده....... در جستجوی تو و نگاه تو دیگر ندود نگاه بی تابم اندیشه آن دو چشم رویایی هرگز نبرد زدیدگان خوابم مراقب خوبیاتون باشید
درباره وبلاگ منوی اصلی موضوعات آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندها آمار وبلاگ |
||||||